چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۲
۰ نفر

کارگردان فیلم «محمد رسول‌الله» با بیان این‌که از این ظرفیت عظیم در حوزه‌های مختلف هنری در شناخت و معرف امام رضا (ع) استفاده نشده است، گفت: بارها با مسئولان سخن گفتم تا کار جدی انجام بدهیم گفتند که بودجه نداریم، گفتم قرار نیست شما بدهید، امام رضا(ع) می‌دهد.

مجید مجیدی

به گزارش همشهری آنلاین، مجید مجیدی در آیین حماسه ایران امام رضا(ع)، یاد و خاطره شهدای جنگ به خصوص سیدالشهدا رهبرفرزانه کشورمان و گل‌های پرپر میناب را گرامی داشت و اظهار کرد: درود می‌فرستم به همه رزمندگان دلاور که در طول روزهای جنگ پای لانچرها ایستادند و شجاعانه از این آب و خاک دفاع کردند. درود می‌فرستم به مردم شجاع و دلیر ایران، انسان باید بر این مردم بزرگوار سرتعظیم فرود بیاورد. علی‌رغم همه گلایه‌ها، نامهربانی‌ها و کاستی‌ها اینطور پای ایران عزیز ایستادند؛ جا دارد بعدها در شکل‌های مختلف از مردم ستایش و تمجید شود.

ماجرای حیرت فیلمساز  ایتالیایی در حرم امام رضا(ع)

کارگردان فیلم «محمد رسول‌الله» با شاره به این‌که حدود ۱۵ سال پیش فیلم مستندی با عنوان «رضای رضوان» درباره کفش‌داری حرم اما رضا(ع) ساخته است، ادامه داد: ساخت این فیلم تجربه ویژه و منحصر به فردی بود و آن را زمینه‌ای کردیم تا آثار هنرمندان دیگر ساخته شود. گلایه من این بود که از این ظرفیت عظیم در حوزه‌های مختلف هنری در شناخت و معرفت امام رضا(ع) استفاده نشده است.

او افزود: من بارها با مسئولان سخن گفتم تا کار جدی برای شناخت و معرفت امام رضا(ع) انجام بدهیم. گفتند که بودجه نداریم، گفتم قرار نیست شما بدهید، امام رضا(ع) می‌دهد. امیدوارم در سال‌های آینده شاهد آثار خوبی در همه ساحت‌های هنری با موضوع امام رضا(ع) باشیم.

مجیدی با اشاره به خادمان حرم امام رضا(ع) گفت: بیرون از کادر رسمی خادمان حرم، تعدادی خادمینی هستند که آنجا انجام وظیفه می‌کنند و این توفیق بزرگی است. چند خاطره بیان می‌کنم که در فیلم «رضای رضوان» هست، اما پشت صحنه‌های جالبی دارد. طی ساخت فیلم، به یک معلم دوره راهنمایی برخودم که یکی از خادمان کفش‌داری امام رضا(ع) بود. از زمانی که دانش‌آموزان منطقه فهمیدند که او خادم امام رضا(ع) است، وقتی برای زیارت می‌آمدند خجالت می‌کشیدند که کفش‌هایشان را به معلم بدهند؛ اما معلم با افتخار کفش‌ها را می‌گرفت و تمیز می‌کرد. از این طریق ارتباط گسترده و معنوی میان دانش‌آموزان و معلم پیدا شد و بچه‌های آن مدرسه و کلاس به دلیل ارتباط معنوی با معلم همگی شاکران ممتاز شدند.

کارگردان فیلم «رنگ خدا» در بیان خاطره دیگر، گفت: یکی از خادمان بود که باغی داشت و آن را به عشق امام رضا(ع) به انگور اختصاص داده بود. می‌گفت که همه آرزویم این است که درخت را آبیاری کنم و انگورها را برای زائران امام رضا ببرم.

او افزود: یکی از کفش‌داران می‌گفت که همه آرزویم در طول ۲۰ سالی که کفش‌دار امام هستم، این است که یکی از کفش‌ها به صاحب الزمان اختصاص داشته باشد. می‌توان گفت کفش یکی از ساده‌ترین و بی هویت‌ترین وسایل انسان است. انسان‌ها از آن استفاده می‌کنند. همین کفش وقتی در محضر امام رضا(ع) قدم بر می‌دارند بها پیدا می‌کنند. یکی از خادمان می‌گفت که همه سرمایه و دار و ندار زندگی‌اش در طول سال‌هایی که کفشدار حرم است، غبار کفش‌هایی است که آن‌ها را پاک می‌کند. او برای زمستان لحظه‌شماری می‌کرد، زیرا در زمستان وقتی کشاورزان برای زیارت می‌آیند زیر کفش‌های آن‌ها گل‌هایی دارد. حاصل عمر او نیم کیلو خاکی است که جمع کرد تا زمانی که مردم این را در کفنش بگذارند. چنین معرفتی است که غبار کفش زائر ارزشی بالاتر از طلا پیدا می‌کند.


فرهنگ وقف مهجور باقی مانده است

مجیدی درباره خاطره یکی از خادم‌ها درباره پدربزرگش گفت: امام رضا(ع) در حرم موقوفات متعددی دارد یکی از موقوفات روشنایی است خود این وقف ارزش و منزلت زیادی دارد که در این سال‌ها مهجور مانده است و می‌تواند مسائل و مسشکلات جامعه را حل کند.

کارگردان فیلم «بید مجنون» خاطره‌ای دیگر بیان کرد و توضیح داد: روزی همسرِ پیرزنی فوت کرد، چراغ گردسوز از جنس نقره و تنها دارایی خانواده بود. وصیت بود که آن را وقف امام رضا(ع) کنند، وقتی آن چراغ را برای وقف به حرم می‌برند گفته می‌شود که این روزها روش روشنایی تغییر کرده واین برای زمانی بود، از او تشکر و دلجویی می‌کنند و نذر را قبول نمی‌کنند. وقتی نماز تمام شد برای ۲۰ ثانیه برق رفت، و فقط چراغ گردسوز روشن ماند، فردی که آن را برای حرم قبول نکرده بود شرم کرد و با همان حس رفت و چراغ را قبول کرده بود.

او با اشاره به دیدارش با ویتوریو استرارو یکی از فیلمسازان ایتالیایی گفت: او دوست داشت اماکن مذهبی، کارهای نورپردازی و حس و حال آنجا را ببیند. سفری به مشهد مقدس برنامه‌ریزی کردم. یک شب تابستان از باب جواد وارد شدیم و همه مردم نشسته بودند. او با تعجب نگاه می‌کردند و گفت: «امشب مهمانی خاصی است؟» گفتم:«نه». گفت:«پس این جمعیت چرا اینجا جمع شده اند؟» گفتم:«برای زیارت می‌آیند؟» پرسید: «این‌ها فامیل هستند؟ آیا نسبتی با هم دارند؟» گفتم:«نه» برایش حیرت‌انگیز بود.

مجیدی افزود: وقتی از مسجد گوهرشاد گذشتیم و وارد حرم شدیم و دیگران فهمیدند که او خارجی است، مردم سلام می‌کردند یکی شکلات تعارف کرد و یکی نبات نذری به او داد. او گفت می‌خواهد مقابل ضریح بایستد و مردم با او صمیمی شدند. او بعد به من گفت که بارها کلیسا رفته است، اما هیچ وقت چنین تجربه مذهبی نداشته است. می‌پرسید:«این چه شعفی و شوری است؟» و گفتم:«این حس از برکت وجود امام رضا(ع) است که حول محور خود جمع کند.

کد خبر 1033199
منبع: ایرنا

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار سینما

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha